تبليغاتX
گورستان تنهایی
گورستان تنهایی
*~*~بازی لنگ کفشی برای بوش~*~*

این ماجرای پرتاب کفش به سوی بوش هم داستانی شده! با گذشت زمان کمی از حادثه، در اینترنت می‌شود، بازی‌های فلشی بر این این اساس پیدا کرد.

حتما می‌دانید که روز یکشنبه در جریان یک کنفرانس خبری در بغداد، خبرنگار عراقی به نام منتظر الزیادی، دو لنگه کفش به سمت بوش پرتاب کرد. با اینکه این خبرنگار کفش‌ها را خیلی خوب پرتاب کرد، اما جورج بوش با چالاکی که از او انتظار نمی‌رفت، جای خالی داد و جان سالم به در برد!

این ماجرا در اینترنت بازتاب زیادی داشته، طوری که مثلا در یوتیوب تا به حال ویدئوی این حادثه، بیشتر از ۵ هزار بار به وسیله کاربران مختلف آپلود شده است و مجموعا این ویدئو بیشتر از ۸ میلیون بار تماشا شده است.

چنین بازتاب خبری گسترده‌ای، پیش از این فقط در ماجرای حمله زیدان به سمت ماتراتزی در جریان بازی فینال جام جهانی سال ۲۰۰۶ سابقه داشت.

اما معرفی بازی‌های فلش:

۱- در نخستین بازی فلش شما باید کمی از فیزیک سررشته داشته باشد تا با بتوانید با محاسبه دقیق زاویه پرتاب کفش و سرعت آن، درست به هدف بزنید! اینجا!

۲- بوش الحق و الانصاف آمادگی بدنی و چابکی خوبی دارد. بد نیست، در این بازی فلش تمرین جا خالی دادن بکنید!

۳- در این بازی فلش باید کفش‌هایی را که به سمت بوش پرتاب می‌شود، در هوا با گلوله بزنید.

۴- یک بازی فلش خوب برای پرتاب کفش به سمت بوش.

۴- این یکی و این یکی هم یک بازی‌های ساده، پرتاب کفش به سمت بوش هستند.

بازی فلش دیگری اگر پیدا کردید، کامنت بگذارید و آدرسش را برایم بنویسید!



موضوع :


| *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 و ساعت 7:59 PM توسط نیکو و سایه مرگ |
*~*~اطلاعیه~*~*

               آگهی فوت

 

 

باید به اطلاع کلیه عزیزان برسانم که دوست عزیزی از بین ما رفت تا تمام درد آشنایان را داغ دار کند من که خیلی کلافه هستم بغض عجیبی گلویم را گرفته است انگار باور ندارم که طلوع فردا دیگر دیگر نیکو را نخواهم دید باید به صراحت اعلام کنم که نیکو صبورترین فردی بود که می شناختمش بهترین دوستم از دست رفت تمام زندگیش را فدای عشق کرد تا عشقش جاودان بماند هیچ در باورم نیست که با غروب آفتاب فردا من باید برای عزیز ترین دوستم نماز اول قبر بخوانم از صبح که از ماجرا باخبر شدم دارم می ترکم نمی دونستم باید چکار کنم که یاد وبلاگ قدیمی خودمون که با نیکو دوتایی درستش کردیم افتادم نمی دانم چرا ولی احساس می کنم با این کار قدری راحت می شوم آری آنکس که الا دیگر هیچ تحرکی ندارد دوست ماست و هر کس به نوبه خود در قبال او وظیفه ای دارد و من احساس می کنم با این کار قدری از وظیفه ام را انجام دادم زیرا او جز اینکه یک دوست مهربان ، یه عاشق واقعی ، یه شاعر و نویسنده بود بلکه یه آدم طبیعی نبود و از اول عمرش تا به امروز به نظر من هیچ کس نفهمید او که بود چگونه زندگی کرد بلکه در اوج غریبی دار فانی را ودا گفت از کلیه دوستان عزیز خواهش می کنم برای آرامش روحش صمیمانه و صادقانه دعا کنند.

 

از طرف ا.ش«سایه مرگ» دوست نیکو

منتظر پیام های شما دوستان هستیم عجرکم عندالله ضمناً کسانی که مایلند از طریق تلفن با ما ارتباط برقرار کنند می توانند به شماره 09189630225=سایه. اس ام اس بزنند

برای شادی روحش رحمه الله من یعرع الفاتحه مع الصلوات


موضوع :


| *| نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1387 و ساعت 8:20 PM توسط نیکو و سایه مرگ |
*~*~سکوت مرگ~*~*

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمی خواهم بدانم کوزه گر با خاک اندامم چه خواهد ساخت

ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد بدست

کودکی گستاخ و بازیگوش و او هر دم صدای گرو خود را در گلویم

سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدین سان بشکند در من سکوت مرگبارم را


موضوع :


| *| نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 و ساعت 10:34 AM توسط نیکو و سایه مرگ |
*~*~هزار راه نرفته 2~*~*

سوال اول :خانوم مرجان از تهران :با سلام خدمت شما خوانندگان گرامی من مرجان هستم می خواستم به شما دوستان عزیز به عنوان یه خواهر کوچک تر بگم که قدر پدر مادرهاتون رو بدونید



ادامه مطلب
موضوع :


| *| نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386 و ساعت 10:3 PM توسط نیکو و سایه مرگ |
*~*~هزار راه نرفته~*~*

هزار راه نرفته

باسلام به شما خوانندگان وبلاگ دوستان شما نوشته های خود را به صورت کامنت وپیامک برای ما ارسال کرده اند تا شما آنها را به وسیله کامنت و پیامک راهنمایی کنید .

 



ادامه مطلب
موضوع : هزار راه نرفته


| *| نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386 و ساعت 9:10 AM توسط نیکو و سایه مرگ |
*~*~شعر~*~*

 

سنگ صبور

رفیق من ، سنگ صبور غمهام

 به دیدنم بیا که خیلی تنهام

هیچکی نمی فهمه چه حالی دارم

چه دنیای رو به زوالی دارم

مجنونم ودل زده از خیلی ها

خیلی دلم گرفته از لیلی ها

نمونده از جوونیام نشونی

پیر شدم پیر تو ای جوونی

تنهای بی سنگ صبور

خونه سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست

موندی و راه چاره نیست

اگر که هیچ کس نیومد

سری به تنهاییت نزد

اما تو کوه درد باش

طاقت بیار و مرد باش

اگر بیای همون جوری که بودی

کم میارن حسودا از حسودی

صدای آهم همه جا پر شده

هر کی شنیده از خودش بیخوده

اما خودم پر شدم از گلایه

چیزی ازم نمونده جز یه سایه

سایه ای که خالی از عشق و امید

تنها رفیق لحظه های تردید

سایه مرگ نیکو همنشینن

دشمن نا مردهای این زمینن

 

    


موضوع : شعر


| *| نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386 و ساعت 9:6 AM توسط نیکو و سایه مرگ |
*~*~اتحاد نیکو و سایه مرگ در گورستان تنهایی ~*~*

از زبان سایه مرگ

مسافری تنها بودم و در پی رسیدن به مقصد رویا هام با سرعت در حرکت بودم ولی به خودم آمدم و از تنهایی خود در دل نالیدم که در کوچه ظلمت رهگذری تنها از کنارم عبور کرد و من که به دنبال فرار از تنهایی بودم با تمام وجود در مسیر، مقصد نا معلوم رهگذر گام برداشتم ، در میانه های راه خنجر از میان کشید و از پشت بر پهلوی مسافر تنها نشاند و اورا به امید نیستی و نابودی در کوچه های تنهایی و ظلمت تنها گذاشت اما من زنده ماندم و و امروز آن مسافر تنها با تفکری عاشقانه و عاطفی تبدیل به سایه مرگ شده که هدفی ندارد جز پرسه زدن در کوچه پس کوچه های ظلمت وکمک به مسافران ره گم کرده و نابودی همه رهگذران گرگ صفت .

از زبان نیکو

در دنیایی که همه می گویند عشق افسانه است آمدم تا به دنیا ثابت کنم که عشق حقیقت دارد و دنیا را از ظلم و جور تهی کنم ، دنیایی که همه در آن عاشق هم دیگرند کسی دروغ نمی گوید ، بی نظمی وجود ندارد وعدالت بی داد کند ، اما گرگ سیرتانی که در پشت صحنه روزگارند ترتیبی دادند برای نابودیم و مرا به گوشه ای از خرابه های تنهایی تبعید کردند بلایی به سرم آوردند که من تبدیل به یک موجود ناتوان وگوشه گیر شدم اما امروزمن آمده ام تا با صدای رسا فریاد زنم : این منم «نیکو» ودر مسیر نجات عاشقان شکست خورده گام بردارم.

 

اتحاد نیکو و سایه مرگ!

حالا این ماییم که امروز با گذشته ای تلخ و هدفی مشترک در گورستان تنهایی گرد هم آمده ایم و نیمه گمشده همدیگر را کامل کرده وبا نابودی ضعف هایمان ، جامه حقیقت بر تن رویاهایمان بپوشانیم


موضوع : اتحاد نیکو و سایه مرگ


| *| نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386 و ساعت 7:13 PM توسط نیکو و سایه مرگ |
*~*~پاتوق عاشقانه~*~*

 

پاتوق

 

 

سلام دوستان عزیز اینجا پاتوق عاشق ها ست شما اگر دوست دارید می توانید به عضویت این پاتوق در آیید ما قصد داریم در  این پاتوق  نام شما را به عنوان عاشق های نمونه در این پاتوق ثبت کنیم واینکه ماجرای عاشقیتان را برای خوانندگان بنویسیم و حرف های دلتان را در این وب به نام شما به ثبت برسانیم

 نیکو وسایه مرگ از طرف گورستان تنهایی  آمده اند تا به مسافران تنها در کوچه های تاریکی کمک کنند تا از تیغ نا مردان ظلمت و حرکت به سوی نیستی و نا بودی در امان باشند ما در گورستان تنهایی دور هم گرد آمده ایم تا در پاتوق عاشقان با استفاده از شما دوست عزیز به تمام مسافران در راه مانده کمک کنیم .منتظر حضور هر چه گرمترشما دوستان هستیم   و منتظر شنیدن دردنامه ونظرات شما در این خصوص هستیم

شاید بتوانیم حد اقل همدرد خوبی برای شما باشیم  شماره تماس و ارسال پیامک

 09189630225

 


موضوع : پاتوق


| *| نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386 و ساعت 7:54 PM توسط نیکو و سایه مرگ |

 

 


cemeteryonly

نیکو و سایه مرگ

cemeteryonly

http://cemeteryonly.blogfa.com

گورستان تنهایی

گورستان تنهایی

گورستان تنهایی



نیکو و سایه مرگ
در نیمه های شب ، درتاریکی پرسه
زنان به دنبال رهگذران معابر ظلمت
آرام حرکت کرده و در پی یاری
آنان از تیغ نامردان تاریکی هستند
نیکو و سایه مرگ در گورستان تنهایی

گورستان تنهایی

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog